سال ۱۴۰۳ پر از اتفاقات مهیب در خاورمیانه بود که مستقیماً روی زندگی ما ایرانیها تأثیر گذاشت:
- کشته شدن رئیسجمهور رئیسی در حادثه سقوط هلیکوپتر
- حمله اسرائیل به غزه و محو شدن یک کشور، کشته شدن هزاران نفر و بیخانمان شدن دو میلیون انسان
- حمله اسرائیل به چند نقطه استراژیک ایران
- ریاست جمهوری دونالد ترامپ و تهدید نظامی علیه ایران
- سقوط بشار اسد
- افزایش قیمت دلار و سکه در ایران و کاهش توان اقتصادی مردم
در زندگی من هم فاجعهای رخ داد: پسرعموی عزیز، اشکان در سن ۴۹ سالگی در مرگی ناگهانی درگذشت و غم و اندوهی عظیم در قلب من بهجا گذاشت.
امسال رژیم کتوژنیک را آغاز کردم و بدون گرسنگی کشیدن از ۷۳ کیلو به ۶۸ کیلو رسیدم. البته بعد از سفر به یزد و خوردن کلی حلواارده و سایر شیرینیهای بشدت شیرین یزدی، یک کیلو به وزنم اضافه شد. سال ۱۴۰۴ را با وزن ۶۹ کیلو آغاز میکنم به امید اینکه در پایان سال ۶۵ کیلو بشوم.
امسال بشدت تلاش کردم با موهایم به صلح برسم. درباره رنگ مو آموختم. موهایم را به رنگهای مختلف درآوردم و الان یک بلوند هستم. بعلاوه با بیگودی و سه شوار چرخشی آشنا شدم و میتوانم تا حدی موهایم را حالت بدهم. میدانم این کارهایی است که باید در ۳۰-۲۰ سالگی انجام میدادم، نه حالا که نزدیک به شصت سال دارم، ولی باوجود مادر بسیار سختگیرم حتی نمیتوانستم ابروهایم را بردارم، چه رسد به رنگ مو.
امسال درباره اینستاگرام بسیار آموختم. هوش مصنوعی موضوع جدیدی است که به بازار آمده و درباره آنهم یاد گرفتم.
سه سفر داشتیم:
- سفر دونفره به سوادکوه
- سفر سهنفره به مازندران
- سفر سهنفره به یزد
یکبار در اردیبهشت جشن شکوفهها در افجه داشتیم و یکبار در پاییز به مهمانی پاییز در مسیر دشت هویج رفتیم.
موزه عروسکها یکی از زیباترین کشفهای امسال من بود.
ماه شهریور را با آنفولانزا سر کردم. امسال دو ماهی شانه درد داشتم، ولی رویهمرفته سال سلامتی بود. یک سال و نیم درگیر دو ایمپلنت دندان بودم که خدا رو شکر در روزهای پایانی سال، به اتمام رسید.
قصد پسانداز به منظوری خاص داشتیم. کموبیش توانستیم پسانداز کنیم، ولی نه آنقدر که در نظر داشتیم.
امسال توانستم از مطب و دفترم دل بکنم و آن را اجاره بدهم. بهاینترتیب مقداری به درآمدم اضافه شد.
این هم سال پرماجرای ۱۴۰۳، سال اژدها که وعده رشد و موفقیت و شکوفایی و شادی و فراوانی برای همگان میداد.
خدایا شکرت!