داستان اسپاگتی

امروز  مثل دوشنبه‌های قبل، کتاب راهنمای داستان نویسی‌ام را کنار دستم گذاشته‌ام. دو سه صفحه می‌خوانم و یک تمرین انجام می‌دهم. کم کم گرم می‌شوم و پس از آن می‌نویسم و می‌نویسم و باز هم می‌نویسم. امروز هم نشسته‌ام و  دارم با قلم و کاغذ لاس می‌زنم . البته نه قلمی در کار است و […]

آشپزی کشنده یا خودکشی با آشپزی!

آشپزی را دوست دارم، حوصله تزئین و قرتی بازی ندارم، ولی طعم خوب غذای ایرانی را دوست دارم. به نظرم آشپزی مثل کیمیاگری است. یک دیگ پر از آب روی اجاق می‌گذاری. در یخچال و فریزر را باز می‌کنی و هر چه دم دستت می‌آید، برمی داری و داخل دیگ می‌اندازی. بعد یک کم از […]

خبر خوش یکی از شما

میلاد حضرت محمد را به شما تبریک می‌گویم. برای این‌که کام شما در این روز فرخنده شیرین شود، شما را به خواندن یک خبر خوش دعوت می‌کنم. خبر خوش یکی از شما.    گیس گلابتون عزیزم سلام وقتی که برای اولین بار توی مطب ساده و مرتب‌ات در خیابان کاشانی تهران دیدمت، همون لحظه ای […]

چگونه کتاب را بخورید؟!

کتاب‌ها را به دو دسته تقسیم می‌شوند:   کتاب داستانی کتاب غیرداستانی   من کتاب داستانی را از صفحه اول تا آخر می‌خوانم. هیچوقت جر نمی‌زنم و صفحه آخر کتاب را مطالعه نمی‌کنم. اجازه می‌دهم نویسنده مرا شگفتزده و غافلگیر کند. عاشق کتاب داستان هستم. لیست‌های صد کتابی که باید پیش از مرگ بخوانید را […]