کویر مرنجاب-1

چند سال پیش سه روز به کویر رفتم. چنان خاطرات زیبایی از آن اقامت بر ذهنم نقش بست که به خود گفتم از این پس هروقت مردم به شمال و کنار دریا می روند، من به سوی مرکز ایران و کویر خواهم رفت. پس از ازدواج بارها ماجرای کویر را تعریف کردم ولی کسی از […]
ایستگاه هفت توچال

تا حالا ایستگاه هفت توچال نبوده ام. فردا قرار است من و آقای شوشو به آنجا برویم و شبی را در آنجا سپری کنیم. مثل همیشه ذوق زده ام! الان باید آنجا پر از برف باشد. واااااااااااااااااااااااااااااای یعنی چطوریه؟ عصر جمعه، شرح ماجرا: صبح پنجشنبه که بیدار شدم و دیدم هوا آفتابی و عالی است، […]
اصفهون، نصف جهون-5

بخش اول را اینجا بخوانید بخش دوم را اینجا بخوانید بخش سوم را اینجا بخوانید بخش چهارم را اینجا بخوانید جـــــمــــعـــــــه صبح که بیدار شدم، موضوع برایم واضح و روشن شده بود. دیدم که آقای شوشو بعداز ناهار و پس از تلفن به پسر، شروع به بدقلقی کرده و اصرار به خرید داشت. شاید دچار […]
اصفهون، نصف جهون-4

بخش اول را اینجا بخوانید بخش دوم را اینجا بخوانید بخش سوم را اینجا بخوانید با دستانی پر از خرید به هتل برگشتیم. ساعت چند است؟ دو بعداز ظهر! یعنی من و آقای شوشو پنج ساعت در میدان نقش جهان بودیم. اصلا گذشت زمان را هم حس نکردیم. دوش گرفتیم و لباس عوض کردیم و […]