سفری معلق بین دو سال: ۲۰۱۵-۲۰۱۴ (شماره چهار)

بخش سوم سفر را اینجا بخوانید از خوشی‌های سفر گفتم. از ناخوشی‌هایش هم بگویم. من دوشنبه رودهن را ترک کردم. آقای شوشو از سه شنبه با تب و بدن درد در رختخواب افتاد. بقدری از شنیدن این خبر پریشان شدم که دوستان پرسیدند: “چی شده؟” و من زدم زیر گریه! من آنجا دوبار به خاطر […]

سفری معلق بین دو سال: ۲۰۱۵-۲۰۱۴ (شماره سه)

بخش دوم سفر را اینجا بخوانید وقتم را طوری تنظیم کرده بودم که قبل از تاریکی به شهر مورد نظرم برسم. وقتی وارد محل اقامتم شدم به مسئولین کمپ گفتم حوله‌ام را جا گذاشته‌ام. آن‌ها لطف کردند و برایم حوله تهیه کردند. وقتی برای یک حوله پرپری قهوه ای بدرنگ چهل هزار تومان پرداخت کردم، […]

سفری معلق بین دو سال: ۲۰۱۵-۲۰۱۴ (شماره دو)

بخش اول را اینجا بخوانید. سفر با اتوبوس عالی بود. همسرم تلفن کرد. پرسید: “کجا هستی؟” من نمی‌دانستم. داشتم خودم را براش لوس می‌کردم می‌گفتم یه جایی که چند تا درخت داره و یه تیکه ابر. خانمی که در صندلی جلو نشسته بود برگشت و بهم گفت کجا هستیم. عزیزان دل! اگر مکالمه کسی را […]

سفری معلق بین دو سال: ۲۰۱۵-۲۰۱۴ (شماره یک)

باز هم یک سفر کاری. سعی کردم آقای شوشو را همراه خودم بکنم ولی او علاقه ای به شرکت در این سفر نداشت. دفعه قبل مرا تا به محل برگزاری کارگاه برد ولی این بار نمی‌توانست. من هم دلم نمی‌خواست با آن وضعیت دشوار مرا برساند و برگرداند. آن روز به من خیلی خوش گذشت […]