سلامی از وسط خاک و خول ها!

در میان خاک و خول تشک انداختهایم و کارتنها را دور خودمان چیدهایم. یک روز آب نداریم. یک روز آسانسور. هنوز اجاق گاز وصل نشده. کولر گازی نسیمی گرم میدمد. صحبت از تلفن و اینترنت که نفرمایید. عین کولیها شدهایم. ولی شبها در آبعلی جگر به بدن میزنیم و از ته دل میخندیم! امروز […]
اسباب کشی ما شروع شد!

دوستان عزیزم از این لحظه اسباب کشی ما شروع میشود. برامون دعا کنید که این مرحله سخت را مثل آب خوردن از سر بگذرانیم . متاسفانه من ایمیلهای دیروز را نتوانستم بخوانم و جوا ب بدهم. متاسفانه تا دوشنبه هم نمیتوانم به هیچ ایمیلی پاسخ بدهم. از شما عذرخواهی میکنم . · درسهای […]
اسباب کشی

بچه که بودم هر سه یا چهار سال خانه و شهر زندگیمان عوض میشد، ولی اسبابکشی نداشتیم. چون از یک خانه مبله به خانه مبله بعدی کوچ میکردیم. وقتی به تهران آمدیم، مادرم همه وسایل زندگی را از نو خرید. پس باز هم اسبابکشی نداشتیم. وقتی از امیرآباد شمالی به شهرک غرب رفتیم، باز هم […]
معرفی معدن طلا

من فیلم راز را بسیار دوست دارم. نمیدانم چند بار آن را دیدهام یا چند بار متن را گوشدادهام. سایت Secret هم دوست دارم. من کتاب The Sience of Getting Rich را به رایگان از این سایت دانلود کردم. در ابتدای فیلم راز، راندا بران در مورد کتابی قدیمی میگوید که زندگیاش را تغییر داده […]