پرت و پلاهای یک ذهن تبدار

یک لحظه یخ می کنم و لحظه بعد خیس عرق می شوم. رمق انجام هیچ کاری را ندارم. فقط هروقت از تشنگی به جان می آیم، لیوانی شیر می خورم یا یک نارنگی پوست می گیرم. می دانید محبوب ترین نویسنده من کیست؟ آگاتا کریستی! ملکه جنایت! او پس از شکسپیر، پرخواننده ترین نویسنده انگلیسی […]

حالم خوب نیست، تب دارم و سرگیجه

پنجشنبه با سردرد و تب از خواب بیدار شدم. تلوتلو می خوردم. قرار کاری ام را بهم زدم. کشان کشان برنج و گوشتی را در قابلمه ریختم. پسر به جای ساعت سه، ساعت دوازده به خانه برگشت. پیش خودم گفتم: “بهتر! قدری کمک می کند.” ازش خواستم نیم ساعت دیگر زیر دیگ را خاموش کند […]

عرفان، متافیزیک، چاکراها-2

  بخش اول را اینجا مطالعه کنید انسان برای پرواز به دو بال نیاز دارد: بال مادیات و بال معنویات. کبوتر نمی تواند با یک بال پرواز کند. انسان نیز نمی تواند با یک بال به عرش برسد. من تا چهل سالگی فقط به وجه معنوی وجودم پرداخته بودم. درس خواندم و تحصیل کردم. با […]

عرفان، متافیزیک، چاکراها-1

بعضی از شما از من خواسته اید که در مورد چاکراها و متافیزیک بنویسم. من نیمی از عمرم را صرف شناخت چاکراها و کار کردن با آنها کرده ام. ولی تا بحال در مورد متافیزیک و معنویت و چاکرا و هاله و انرژی درمانی در وبسایت چیزی ننوشته ام، زیرا در چهل سالگی متوجه شدم […]