کوبیدن بالش

بالش را روی میز آشپزخانه می گذارم و وردنه را به دست می گیرم. جوری که انگار باتون دستم است. وردنه به من احساس قدرت می دهد. احساس می کنم می توانم هر کس را بخواهم و هرقدر که بخواهم، بزنم و له کنم. بالش را نگاه می کنم. صورت کسی را که از دستش […]

شیطانک سرخ

می خواهم ماجرایی را تعریف کنم که تا به حال جرات نکردم برای کسی بگویم. پیش خودتان می ماند؟ حدود ده سال پیش یک دوره ریکی گذراندم و پس از آن بیست و یک روز به خودم ریکی دادم. کسانی که ریکی گذرانده اند، می دانند که این کار توصیه همه کلاس های ریکی است. […]

دارم از خودم مراقبت می کنم

این روزها دارم از خودم حسابی مراقبت می کنم. مثل یک کودک عزیز که قدری مریض شده است. برای خودم ویتامین خریده ام. گلوکزامین و جین سینگ می خورم. امروز صبح ماساژ گرفتم. پشت بندش یک بطری آب ولرم سر کشیدم. بعد به آبمیوه فروشی محبوبم رفتم و یک لیوان شیرموز مشتی زدم به بدن. […]

جسم زن، جان زن و شبلی

یک دور کتاب ” جسم زن، جان زن” نوشته کریستین نورتراپ را خواندم. مطالعه بار دوم آن را شروع کرده ام. دکتر کریستین نورتراپ متخصص زنان است و برداشتی نوین از پزشکی را بیان می کند. کاش جرات کرده بودم و چنین کتابی را من نوشته بودم. ولی می ترسیدم. هم از همکارانم می ترسیدم […]