بیمارستان سوانح سوختگی

یک از وبلاگنویس ها که رزیدنت جراحی است، دکتر حمید احمدی، که خدمت ایشان ارادت زیادی دارم، دارد خاطرات مربوط به بیمارستان سوانح سوختگی را ثبت می کند. این خاطره تلخ به یادم آمد. می خواهم اینجا بنویسم باشد که تلخی آن از ذهنم پاک شود. ترسناک ترین بیمارستانی که در آن کار کردم، بیمارستان […]
به پول داخل کیف خود برکت بدهید!

می خواهم یک تمرین خیلی موثر و قوی در مورد پول را به شما یاد بدهم. من این تمرین را خودم انجام داده ام و نتیجه معجزه آسا گرفته ام. داستان از این قرار بود که من تازه خانه خریده بودم. یک آپارتمان کوچک 70 متری در دماوند. چون پول کم داشتم، آن را به […]
بچه ها دنبال چیزهای رایگان هستند

ما در دوران کودکی همه چیز را رایگان دریافت می کردیم. به ما غذا داده می شد، لباس پوشانده می شد، در خانه ای زندگی می کردیم، پول تو جیبی دریافت می کردیم و و و … بدون این که برای آنها کار کنیم یا ثابت کنیم شایستگی شان را داریم. کم کم بزرگ می […]
شفای زندگی

کتاب “شفای زندگی” نوشته لوییز هی، از جمله کتاب هایی است که من آن را بلعیده ام. آنقدر آن را دوباره و دوباره خوانده ام که شیرازه اش از هم پاشیده و صفحاتش ورق ورق است. آنقدر آن را خوانده ام که دیگر نمی دانم کدامیک از افکار، مال خودم است و کدام مال لوییز […]