پیک نیک در کنار حبله رود

وقتی در عروسی نوه عمو جان بودیم، با گروه طبیعتگردی قرار یک پیکنیک را گذاشتیم. من، والدین و خواهرم را هم دعوت کردم که با استقبال خوبشان روبرو شد. هر چه به روز پیکنیک نزدیکتر شدیم، افراد بیشتری قرار را لغو کردند. ماندیم هفت نفر: من و آقای شوشو، والدین من و خواهرم، پسرعمه و […]
عروسی نوه عمو جان

هفتم مهر 1401، نوه عمو جانم عروس شد. عمو قلب بزرگی داشت و همه را دوست داشت، ولی این عروس خانم و خواهرش را خیلی خیلی دوست داشت. نوههایش را میانداخت داخل جیپ و میزد به دل جاده. سهنفری چه سفرهایی رفتند و چه خاطرات شیرینی ساختند. کاش بود و عروس شدن او را […]
آخرین روز تابستان 1401

دو سه ماهی بود که از گروه طبیعتگردیمان خبری نبود. من و آقای شوشو هر هفته سری به درکه میزدیم و از گروهمان قطع امید کرده بودیم. یک روز چشممان به جمال پیامی در واتساپ روشن شد. بعععععله! قرار بود آخرین روز تابستان به روستای نوا و دشت آزو برویم. وسط قرارومدار، واتساپ قطع […]
فرزند ناتنی بزرگسال: مشکلات و راهحلها

امروزه بسیاری افراد پس از طلاق یا مرگ همسرشان، مجدداً ازدواج میکنند. آنها خوشحال هستند که فرصتی دوباره برای عاشق شدن و عشق ورزیدن پیدا کردهاند و تصور میکنند بقیه افراد خانواده هم از شادی آنها خوشحال هستند و آمادهاند همسر جدید را با آغوشی باز در خانواده بپذیرند. متأسفانه در بسیاری از مواقع […]