نگرانی های یک مادرناتنی

با عرض سلام بنده مدت 6 ماه است که با آقایی که هم سن خودم هستش و پسری 6 ساله داشتن ازدواج کردم ولیکن نسبت به رفتارهای همسرم حساس شدم دوست ندارم فرزندش را به کوچه همسر سابقش ببره و دوست ندارم اون خانم برای بچه برنامه ریزی کنه همسرم میگه اینطور نیست اون […]
همه چیز درباره پختن نان خانگی

ویرم گرفته بود نان بپزم. چرا؟ نمیدانم، ولی بدجوری دلم میخواست نان بپزم. آقای شوشو میگوید: گیس گلاب داری به کوکب خانوم تبدیل میشوی! کوکب خانم زن پاکیزه و باسلیقهای است. سطل شیر را همیشه در جای خنک نگاه میدارد. روی سطل همیشه پارچه میاندازد تا گردوخاک بر آن ننشیند و پاکیزه بماند. کوکب […]
روزی که پای گوشت پختم

جمعه 21 تیر 1398 خواهرم را شب بهزور نگه داشتم. در طول ده سالی که ازدواج کردم این اولین باری بود که خواهرم شب پیش ما ماند. ما رختخواب اضافی نداریم. به خواهرک گفتم کیسهخواب با خودت بیار، ولی آقای شوشو گفت: من نیمهشب برای نماز شب بیدار میشوم و در خانه راه میروم. خواهرت […]
شعبه ندارد!

وقتی در مجلههای خارجی یا فیلمها، تصویر کاپ کیکهای خوش آب و رنگ را میدیدم، آه از نهادم برمیآمد. چقده خوشگلن این لامصبا! یعنی مزه شون چطوریه؟ در کتابی خواندم، یادم نیست کدام کتاب، قهرمان داستان عاشق پختن کاپ کیک بود. غمهایش را با پختن کاپ کیک فراموش میکرد و من در حسرت تجربه پختن […]