کم حوصله و بیجان هستم…

تمام دیروز را خوابیدم، فیلم تماشا کردم و کتاب خواندم. یعنی جان نداشتم کار دیگری بکنم، ولی احساس مسئولیت بیجای خودم را رها کردم که پدر چه بخورد، پسر چه بخورد. خودم را به دست بیماری سپردم. یک تکه مرغ پخته داشتیم که تنهایی خوردم. شب همسرم برایم جگر کبابی خرید. مولتی ویتامین آورد. جگر […]

آخ جون!

آخ جون! آقای شوشو دیشب با چشم های سرخ، دماغ فین فینو، صدای گرفته به خانه آمد. سرما خورده. تمام شب به خاطر گرفتگی گلو خرخر کرد. امروز صبح چهاردست و پایی بهش چسبیده بودم که نرو! بمون خونه! استراحت کن! طفللکی با آن حال زار و صدای تودماغی گفت: “آخه داروخونه کلی چک دارد. […]

اگر برای فیلم دیدن پول می دادند، من این دو روز خوب پولی در آورده بودم!

این دو روز به صورت فشرده فیلم دیدم. چون فقط اینطوری می توانم خودم را یک جا بند کنم و مشغول تمیزکاری نشوم!  در این دوره فشرده  تماشای فیلم ، دیروز فیلم های     50 First Dates   Men in Black 1-2-3  و امروز  A Good Woman Coco before Chanel     Coco & Igor  را […]

شهر مقدس مکه

این بحث قدری تخصصی است. یکهو در ذهنم بالا آمد. اگر بخواهم مقدمه و موخره آن را بنویسم، یک کتاب می شود. به همین چند کلمه بسنده می کنم.   می دانستید که زمین هم مثل انسان، چاکرا دارد؟!   چاکرای گلو در زمین  به شکل مثلث است. سه شهر، سه راس این مثل هستند. یکی […]