ساری- چهارشنبه سوم مهر 1392

بخش قبلی را اینجا بخوانید چهارشنبه سوم مهر 92 آقای شوشو برای انجام خریدهای داروخانه به بازار رفت. من هم در خانه ماندم و چمدان و ساک را بستم. قدری تدارک برای راه دیدم، ولی نه خیلی زیاد: فلاسک چای، تی بگ، نسکافه تکی، آجیل، شیرینی و میوه و برای شام چهارشنبه شب، کنسرو ماهی […]
ساری- پنجشنبه چهارم مهر 92- بخش اول

بخش قبلی سفرنامه پنجشنبه چهارم مهر 92 آقای شوشو ساعت هشت صبح مرا از خواب بیدار کرد. خدایی اش می توانستم تا ساعت ده بخوابم. دست و صورت شستیم و بدون صبحانه خوردن، به راه افتادیم. صبحانه خوردن در جاده یکی از موارد عدم تفاهم من و همسرم است. من فکر می کنم نان تازه، […]
ساری- پنجشنبه چهارم مهر 92- بخش دوم

بخش قبلی سفرنامه با شکم های بادکرده از رستوران خارج شدیم و می خواستیم به هتل برگردیم که تابلوی “باغ وحش” را دیدیم. آقای شوشو بسیار هیجانزده شد. – زرافه هم دارد. – بی خیال! زرافه شان کجا بود. لابد یک مشت کفتر و خرگوش را در قفس کرده اند و اسمش را گذاشته اند […]
ساری- پنجشنبه چهارم مهر 92- بخش سوم

بخش قبلی سفرنامه بازدید از باغ وحش به پایان رسید. خیس و تلیس سوار ماشین شدیم و عازم هتل گشتیم. غافل از این که دیگر تابلوی راهنمایی برای هدایت ما به ساری وجود ندارد. ما در میان شالیزارها سرگردان شدیم و سر از این جاده درآوردیم: جاده کاج. (آن گردالی های سفید روی […]