دوستان عزیزم تبریک می گویم:)

می دانید که من روزنامه نمی خوانم و اخبار نگاه نمی کنم. سال های سال است که اینطوری زندگی می کنم. همیشه هم خبرهای مهم به گوشم می رسد. خبرهای جزئی هم اهمیت ندارد. دیروز همسرم از داروخانه به خانه تلفن کرد. گوشی را برداشتم و شروع کردم به فوت کردن. کمی مکث کرد و […]
من، باغ، نوشتن

پنجشنبه: امروز قرار است اولین محموله دارویی را به داروخانه تحویل بدهند. وقتی من و همسرم به داروخانه می رسیم، اولین بار دارویی رسیده است و جعبه های دارو در محوطه داروخانه پخش و پلا هستند. سه تا نسخه پیچ دارند داروها را مرتب می کنند. قدری می نشینم. بوی داروخانه را دوست دارم. ولی […]
زمین زیبا

می گویند که زمین “مونث” است. من باور دارم هر زنی تکه ای از سیاره زمین را در وجود خود دارد. به عنوان یک زن، می بینم که تغییرات زمین روی بدنم تاثیر می گذارد. به عنوان یک زن متوجه شده ام وقتی با گذر فصل ها هماهنگ هستم، تنی سالم تر و روحیه ای […]
باز هم ارشاد

روز چهارشنبه برای ارائه کتاب چاپ شده “ازدواج مثل آب خوردن آسان است!” به ارشاد رفتم. گفته بودند که باید فرم را تایپ کنم. من ماشین تحریری سراغ ندارم، به همین دلیل پرسیده بودم که کجا می توانم این کار را انجام بدهم؟ راهنمایی کرده بودند که کافی نتی نزدیک ساختمان ارشاد، فرم را در […]