بوشهر

برای من نام بوشهر و منیرو روانی پور، در هم آمیخته است. اولین بار که پایم به بوشهر رسید، تک تک مکان هایی را که او در نوشته هایش یاد کرده بود، زیارت کردم. می گویم زیارت، چون احساس می کردم همراه نویسنده زن محبوبم، خاطره هایش را مرور می کنم. دو سال در بوشهر […]

کبوتر

گفته بودم که امسال را با نیت “پاکسازی روح” آغاز کرده ام. دوستانی که تمرینات معنوی انجام می دهند، می دانند وقتی “پاکسازی روح” را فرا می خوانی، چه اتفاقی می افتد! برای کسانی که تجربه چنین تمریناتی را ندارد، عرض می کنم که فکر کنید انباری دارید که سالهاست  آن را تمیز نکرده اید. […]

روح

کوهنوردی که تبت را پیموده، تعریف می کرد که به باربران گفتم: “تندتر راه بروید. پول بیشتری می دهم.” آنها تندتر راه رفتند. ساعتی بعد گفتم: “تندتر راه بروید. پول بیشتری می دهم.” آنها باز هم تندتر راه رفتند. وقتی برای سوم آنها را به تندتر راه رفتن دعوت کردم، روی زمین نشستند! گفتند: “آنقدر […]

مثل زایمان است … خدا کند زائو سر زا نرود …

آنقدر راه رفته ام که پاهایم درد گرفته است. آنقدر دور باغ دویده ام که جان ندارم. آنقدر گریه کرده ام که چشم هایم باد کرده است. به صدای بلند هق هق کرده ام. ناله کرده ام. شیون کرده ام. نوشته ام. هوار زده ام. آیا سبک شده ام؟ فکر نکنم … پ.ن: نگران نباشید. […]