کلاس رزمی

به علت حرفه ام به خوبی می دانم که تن انسان چه اندازه ظریف و آسیب پذیر است. فکر نمی کنم تا به حال کسی را کتک زده باشم یا درگیر خشونت جسمی شده باشم، حتی در دوران کودکی. از آسیب زدن می ترسم. گویا تا قبل از سه سالگی، همبازی هایم را گاز می […]
موزه سینما

شیما جون برای قرار گروهی، ما را به کافه موزه سینما دعوت کرد. خدای من … عجب جای زیبایی است. من سال ها قبل موزه سینما را بازدید کرده بودم، ولی نمی دانستم این روزها این همه زیبا و باشکوه شده است. کاش تا عمر لاله های باغ فردوس تمام نشده است، آنجا را ببینید. […]
جسم زن، جان زن و شبلی

یک دور کتاب ” جسم زن، جان زن” نوشته کریستین نورتراپ را خواندم. مطالعه بار دوم آن را شروع کرده ام. دکتر کریستین نورتراپ متخصص زنان است و برداشتی نوین از پزشکی را بیان می کند. کاش جرات کرده بودم و چنین کتابی را من نوشته بودم. ولی می ترسیدم. هم از همکارانم می ترسیدم […]
دارم از خودم مراقبت می کنم

این روزها دارم از خودم حسابی مراقبت می کنم. مثل یک کودک عزیز که قدری مریض شده است. برای خودم ویتامین خریده ام. گلوکزامین و جین سینگ می خورم. امروز صبح ماساژ گرفتم. پشت بندش یک بطری آب ولرم سر کشیدم. بعد به آبمیوه فروشی محبوبم رفتم و یک لیوان شیرموز مشتی زدم به بدن. […]