مرگ پسرعمه سعید

برادرم پیامک زد: سعید سکته مغزی کرده، رفته تو کما. ای‌بابا! یعنی چه؟ سریع با برادرم تماس گرفتم و پرسیدم داستان چیست. معلوم شد پسرعمه روز جمعه سردرد شدیدی پیدا کرده. همراه دخترش و با پای خودش به بیمارستان می‌رود. در بدو ورود به بیمارستان تشنج می‌کند. ظاهراً به خاطر فشارخون بالا، دچار سکته مغزی […]

کنگره جراحان 1402

کنگره جراحان 1402 – چهل و چهارمین دوره   هرسال در ماه زیبای اردیبهشت، جامعه جراحان، کنگره برگزار می‌کند. البته به‌جز سه سال اخیر که در کشاکش مبارزه با کرونا بودیم. امسال چشم‌به‌راه کنگره بودم و خوشحال شدم که برگزار شد. پنج روز، از شنبه تا چهارشنبه، 27-23 خرداد 1402. مثل همیشه در سالن همایش […]

جان کندم، ولی فتح کردم!

جان کندم، ولی فتح کردم!   دشت آزو – خرداد 1402 بار پنجم بود که عازم دشت آزو بودیم. بار اول، من تازه جراحی فتق کرده بودم و کشاله رانم درد می‌کرد. چند قدم که راه رفتم، فغانم به آسمان رفت. همان اول راه اتراق کردیم. بار دوم، سر ظهر پیاده‌روی را آغاز کردیم. پس […]

گلگشت 14 خرداد 1401

  گروه واتساپی شروع به فعالیت کرد. پیشنهاد پشت پیشنهاد، یکی از یکی بهتر، ارائه شد و عاقبت تصمیم گرفتیم شنبه 14 خرداد 1401 پیک‌نیکی دیگر برگزار کنیم. هشت نفر اعلام آمادگی کردند. محل ملاقات، پمپ‌بنزین آبعلی، ساعت نه صبح. سه ماشین سروقت خود را به پمپ‌بنزین رساندند. دو نفر باقی‌مانده خبر دادند سوار موتورسیکلت […]