آبشار شاهاندشت- خرداد 1401

  20 خرداد 1401 به‌قصد روستای نوا و دشت آزو به جاده زدیم. حدود بیست نفر بودیم و پنج ماشین. از جاده پیچ‌درپیچ روستای نوا بالا رفتیم و به مدخل روستا رسیدیم. راه روستا را بسته بودند. نگهبان توضیح داد از بس طبیعت گردها به درختان آسیب زده‌اند، گوسفند دزدیده‌اند، آشغال ریخته‌اند، در باغ مردم […]

دریاچه سیاه رود- 1401

  من و همسرم که پس از مدت‌ها طبیعت‌گردی کرده بودیم و به‌وضوح حال روحی‌مان بهتر بود، هرروز از گروه واتساپی طبیعت‌گردی سؤال می‌کردیم: «برنامه این هفته چیه؟» و جوابی نمی‌شنیدیم. بالاجبار آخر هفته را در خانه ماندیم. همسرم گفت: «خودت جایی را برای گردش اعلام کن، اگر همراهی پیدا کردیم، چه‌بهتر، وگرنه دوتایی می‌رویم.» […]

آبشار ورسک-1401

  من و آقای شوشو تصمیم گرفتیم از روستای ورسک، پل ورسک و آبشار ورسک بازدید کنیم. در گروه واتساپی طبیعتگردی اعلام کردیم. در آخرین لحظات، دو دخترعموی عزیزم به دعوت ما لبیک گفتند. سه شنبه نان چاباتا پختم. فلافل سرخ کردم و ساندویچ‌ها را آماده کردم. یادتان هست اولین نانی که پختم چاباتا بود؟ […]

ماجراهای تیر 1401

ماه تیر 1401 خوش گذشت. تقریباً هر هفته طبیعت‌گردی داشتیم. دریاچه سیاهرود و دریاچه سله بن ، دشت پرگل کلفور، آبشار ورسک، جاده زیبای آلاشت و پارک جنگلی جوارم را دیدیم. همه را برایتان تعریف کردم غیر از پارک جنگلی جوارم. تعریف این پارک جنگلی را زیاد شنیده بودم. می‌گفتند زیباست. می‌گفتند تعدادی کلبه چوبی […]