روزی که پای سیب پختم

پای سیب دابل کراست شنبه اول تیر 1398- تا ساعت دو بعدازظهر در دفتر هستم و می‌نویسم. من معمولاً ساعت یک دفتر را ترک می‌کنم تا ناهار را در خانه بخورم، ولی امروز موتور نوشتن روشن شده بود و حیفم آمد متوقف شوم. می‌نویسم و می‌نویسم. شکمم از گرسنگی به قاروقور افتاده است، ولی اعتنا […]

روزی که چیزکیک ساختم!

روزی که چیزکیک ساختم من عاشق چیزکیک هستم. یعنی همه کیک‌های دنیا، چیزکیک یک‌طرف! تموم کیک‌ها یک طرف، تو یک طرف عزیزم… عزیززززم! آهسته و پیوسته، مهرت به دل نشسته، جونم به جونت بسته عزیززززززم! (لطفاً با صدا مهستی بخوانید! )   حدود 40 رسپی درباره چیزکیک خواندم، ده تا سایت ایرانی و 30 تا […]

آبان و آذر 1397

آخرین دفعه‌ای که خاطره نوشتم، دو ماه پیش بود. حالا خیال دارم آبان و آذر 1397 را در یک پست جا بدهم.   چرا نوشتن خاطراتم را به تعویق انداختم؟ مهم‌ترین دلیل این است که منتظر بودم خاطره خوب و دلنشینی پیدا کنم و با شما به اشتراک بگذارم. متاسفانه پاییز امسال، برای همه مردم […]

دعوتنامه برای شما

دوست عزیز و دوست داشتنی باعث افتخار من است که در جشن رونمایی رمان عاشقانه «زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست» شرکت بفرمایید. بیصبرانه منتظر شما هستم دوستتون دارم، گیس گلابتون   زمان برگزاری: جمعه 28 دی ماه ساعت ​11 صبح تا   ظهر 12:30   محل برگزاری: نشر دف تهران، پل سیدخندان،حد فاصل […]