کمد پاییزی گیس گلابتون

من دو دسته لباس دارم: لباس تابستانی و لباس زمستانی. وقتی هوا گرم می‌شود لباس‌های تابستانی را دم دست می‌گذارم و وقتی هوا سرد می‌شود لباس‌های تابستانی را جمع می‌کنم و در یک بقچه زیپدار (اسم دقیقش نمی‌دونم چیه. از این پارچه‌ای‌ها، رنگی رنگی‌ها) قرار می‌دهم و لباس‌های زمستانی را بیرون می‌آورم.   پارسال هول […]

دوبی 1392- بخش سوم

بخش اول را اینجا مطالعه کنید بخش دوم را اینجا مطالعه کنید دوشنبه هفت بهمن ۱۳۹۲- عصر آقای شوشو ساعت پنج عصر خسته و گرسنه، ولی خوشحال و سرحال از راه رسید. راهی امارات مال شدیم. من گفتم که بلیت قابل شارژ مترو خریده‌ام و می‌خواستم یکی برای او بخرم که گفت: «نمی‌خواد بابا! با […]

دوبی 1392- بخش چهارم

بخش اول را اینجا مطالعه کنید بخش دوم را اینجا مطالعه کنید بخش سوم را اینجا مطالعه کنید   سه شنبه هشتم بهمن ماه ۱۳۹۲ صبح نتوانستم از جایم بلند بشوم و رضایت دادم آقای شوشو به تنهایی به نمایشگاه برود. دیدم اگر بخواهم همراهش بروم بیشتر مزاحم او هستم، چون نمی‌توانم راه بروم. جان […]

دوبی 1392- بخش پنجم

بخش اول را اینجا مطالعه کنید بخش دوم را اینجا مطالعه کنید بخش سوم را اینجا مطالعه کنید بخش چهارم را اینجا مطالعه کنید چهارشنبه نهم بهمن ماه ۱۳۹۲ روز آخر سفر بود و باید ساعت دوازده اتاق هتل را تحویل می‌دادیم. بعد تا ساعت نه شب ویلان وسرگردان می‌ماندیم. با توجه به تجربه های […]