دختر افغانی من-1

مادرم داشت می گفت خیال دارد یکی از دختران بااستعداد فامیل را حمایت کند تا او بتواند به دانشگاه برود و درس حقوق بخواند. من سری به نشانه تایید تکان دادم. آن دختر، بسیار باهوش و بااستعداد است و خوشحالم زندگی خیال دارد به او شانسی اضافی بدهد.   همانطور که داشتم سر تکان میدادم […]

دختر افغانی من-2

بخش اول را اینجا بخوانید او یک دختر باهوش داشت. همان که در دوماهگی یتیم شده بود. چه دختر باهوش، مودب و مسئولی بود. از دختران همسن خود، خیلی خیلی بهتر. بعضی از خانم دکترها در هنگام کشیک به بیمارستان می آوردند. بویژه آنها که بچه های خیلی کوچک و شیرخوار داشتند. این دختر باهوش […]

دارم عادتهای خوبی کسب می کنم-1

دارم عادت‌های خوبی در خودم ایجاد می‌کنم. همانطور که قبلاً برای شما نوشتم، چند ماه اخیر مجبور شدم روال ده دوازده ساله زندگی‌ام را عوض کنم. هنوز زندگی‌ام کاملاً روی غلتک نیفتاده، ولی تعداد روزهای هفته که شادمان و خوشحالم دارد کم کم زیاد می‌شود.   صبح ساعت هفت بیدار می‌شوم، بدون زنگ ساعت. خیال […]

دارم عادتهای خوبی کسب می کنم-2

دارم عادتهای خوبی کسب می کنم-1 وسایل و قابلمه غذایم را برمی دارم و به دفتر می‌روم. معمولاً هشت و نیم و قبل از منشی‌ام، در دفتر هستم. به عنوان یک کارآفرین بخوبی می دانم قرار است پرانگیزه‌ترین فرد دفترم، خودم باشم. بنابراین معمولاً زودتر از کارمندم در دفتر حاضر می‌شوم. در حال حاضر که […]