اولین دیدار من با مرگ

نخستین باری که با فرشته مرگ سر یک میز نشستم، بیست و دو سال داشتم. مرگ چه کسی؟ مرگ دخترکی ده ساله. تمام بدن او، غیر از صورتش، در تابستان و با بخاری سوخته بود. آنگاه دو هفته پس از سوختگی با عفونت گسترده به بیمارستان آورده شده بود. داستان واقعی چه بود، […]
از تنگه واشی چه خبر؟

البرز در یک جا ترک برداشته است: تنگه واشی در روزگار گذشته، این تنگه، راه دسترسی به شمال ایران بود. کالاها بر پشت قاطر از اینجا به شمال ایران حمل میشده و برعکس. در این تنگه یک رودخانه کوچک جریان دارد. برای گذشتن از تنگه باید به میان آب بزنید. گذر از تنگه واشی برای […]
زندگی شگفت انگیز دانیل استیل، نویسنده معروف

دانشجو بودم، هجده نوزده ساله. یک کتابفروش کتاب پیمان عشق اثر دانیل استیل را به من معرفی کرد و گفت عاشق این کتاب میشوی. از کتاب خوشم نیامد، زیرا میدانستم اگر صورت یک نفر به شکلی هولناک بسوزد، هرگز به کمک جراحی پلاستیک، ظاهری طبیعی پیدا نمیکند، چه رسد آن که به زیبارویی بی […]
گیاهخواری، آری یا نه؟-1

من هفده سال گیاهخوار بودم. تعداد زیادی از شما درخواست کردهاید در مورد تجربه گیاهخواریام برای شما بنویسم. البته من نوشتن این مطلب را سه سالی پشت گوش انداختهام. می دانید چرا؟ احساس میکنم بعضی مسایلم کاملاً شخصی است و اگر در موردش صحبت کنم انگار در برابر چشمان همه عریان شدهام. حالا گیاهخواری […]