گیس گلابتون، نقشه و نقشه خوانی!

میانهام با نقشه خوب است. از جهت یابی و پیدا کردن شمال و جنوب مکانی که در آن واقع میشوم تا حدی سر در میآورم. از وقتی یادم میآید پدرم نقشه ای برجسته و زیبا از کشوری به شکل گربه ای ملوس در اتاقم آویزان کرده بود و به من میگفت: “این گربه ملوس، کشور […]
پنج روز تایم اوت-5

بخش چهارم را می توانید اینجا بخوانید روز آخر، یکشنبه 27 اردبیهشت: تلفنی بلیت اتوبوس رزرو کردم. صبحانه خوردم. با دوستان عزیزم خداحافظی کردم، با آژانس به ترمینال مسافربری رفتم سوار اتوبوس شدم. وقتی بعد از تونل کندوان دم آش فروشی ایستادیم، کلی خوشحال شدم. آخ جون! این بار میتوانم آش بخورم… ولی صد حیف […]
پنج روز تایم اوت-6

بخش پنجمرا می توانید اینجا بخوانید فکر میکنید بزرگترین دستاورد این سفر چه بود؟ بزگترین دستاورد این سفر، آموختن سرسره سواری بود! می دانم به نظر شما خنده دار است ولی قبل از قضاوت اجازه بدهید داستانم را تعریف کنم. بعد تا دلتان میخواهد بخندید. بله تاکید میکنم بخندید چون داستان شادی است. من […]
دالان بهشت

پنجشنبه 31 اردیبهشت جلسه ششم حلقه هدف است. حیفم میآید که شش ماه است دوستان هر ماه به دماوند میآیند، ولی بجز باغ بغل دفتر، جایی از این سرزمین زیبا را ندیدهاند. قرار گذاشتیم، امروز در میان طبیعت باشیم. ساعت ده صبح با لباس پیاده روی از راه میرسند. چای مینوشیم و سپس نفری […]