فروردین ۱۴۰۴

جمعه اول فروردین برای افطار ، خانه والدینم دعوت هستیم. تنها افرادی که همسرم را برای افطاری دعوت می‌کنند، والدین من هستند. طفلک مادرم سنگ تمام گذاشت. از پا  و کمر افتاد تا برای رژیم تمام گوشت ما، بیفتک و مخلفات تهیه کند. سرخ کردن بیفتک برای هفت نفر کار یک سرآشپز است. برادرم هم […]

گیس گلابتون مادرشوهر میشه!

 جمعه ۲۲ فروردین ۱۴۰۴ امشب یکی از آرزوهای بزرگم برآورده شد: تلفن کردم و اجازه گرفتم برای «امر خیر» به خانه‌ای بروم! چنان ذوق‌زده‌ام که انگار قرار است خودم عروس شوم.   جمعه ۲۹ فروردین ۱۴۰۴ برای ناهار پیتزا پختم. وقتی من سرگرم تهیه غذا بودم، همسرم ماشین را به کارواش برد و داد حسابی […]

سفرنامه بابلسر – بهار ۱۴۰۴

سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت هشت صبح بیدار شدم و کارهای پیج و اینستاگرام را روبه‌راه کردم تا در طول سه روز مسافرت مشکلی پیش نیاید. بعد حمام کردم. حمام کردن من فقط ۵ دقیقه طول می‌کشد، ولی مراسم بعد از حمام حدود یک ساعت است: لوسیون بدن، ماسک مو، سه شوار و آرایش. دردسرتان ندهم، یازده […]

ماجراهای گیس گلابتون و رنگ مو!

  با رنگ کردن مو هیچ میانه خوبی ندارم. معتقدم رنگ موی طبیعی ما معمولاً بهترین رنگ است. موهایم قهوه‌ای تیره هستند و تا چهل‌وچندسالگی هیچ موی سفیدی نداشتم. البته چند بار موهایم را رنگ کردم. اولین بار برای جشن عروسی‌ام بود. رنگ موی شرابی را انتخاب کردم. نمی‌دانم چرا، ولی رنگ مویم تغییر چندانی […]