کوچ ما به رودهن- ۲

بخش اول کوچ به رودهن را اینجا بخوانید. روز دوم : صبح بیدار شدیم. به جای صبحانه، شیرکاکائو و نان شیرمال خوردیم و به طرف تهران راه افتادیم. باید خانه قبلی را به صاحبخانه تحویل میدادیم. پسر به خاطر تمیز نبودن آپارتمانش ناراحت بود. من به نظافتچی مطبم تماس گرفتم و او ساعت نه صبح […]
کوچ ما به رودهن- ۳

بخش دوم کوچ به رودهن را اینجا بخوانید روز سوم : قرار است عصر به تهران بروم و دو ساعتی مطب باشم و برگردم. اگر میشد این هفته آخر مطب را تعطیل میکردم، ولی باید کسانی را که جراحی کردهام، جمع و جور کنم. قول دادهام. صاحبخانه مطبم برای پرداخت بیست و پنج میلیون پولم […]
تبریک! تبریک!

جمعه هجدهم مهرماه، آقای شوشو در فرهنگسرای بومهن درمورد «رنجش» سخنرانی کرد. من براحتی مینویسم و برای نوشتن لازم نیست به خودم فشار بیاورم، ولی کم حرف هستم و سخنرانی کردن برایم کاری طبیعی نیست. همانطور که در طول سه سال اخیر شاهد بودهاید، هربار قرار بوده جلوی جمع سخنرانی کنم، به گریه و زاری […]
ماجراهای من و مانتو و کفش و خیلی چیزهای دیگه

با تماشای فیلمهای کارگاه «هدفگذاری» سال ۱۳۹۲ متوجه شدم هنوز دارم مانتوی سال گذشته را میپوشم و کفش سال گذشته را به پا دارم. اعتراف میکنم در خرید لباس اهمالکار هستم. تا وقتی کف کفشم ور نیاید یا مانتویم بکلی رنگ و رو رفته نشود، به ذهنم نمیرسد باید کفش و لباس نو بخرم . […]