گیس گلابتون در سفر!

آدمهای موفق، دکمه خاموش و روشن دارند! یعنی میدانند چه موقع باید دست از کار بکشند و استراحت کنند و پس از اینکه شارژ و سرحال شدند، دوباره مشغول به کار شدند . من هم دکمه خاموش و روشن داشتم. یعنی همه هفته، دور از جان همه، مثل یابو کار میکردم، ولی یک روز […]
چالوس اردیبهشت ۱۳۹۳

دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ساعت چهار و نیم صبح از خواب بیدار شدیم و ساعت پنج صبح به جاده زدیم. جاده خلوت بود. سفری خاطره انگیز به نرمی و با آرامش آغاز شد . صبحانه را در «آبی» خوردیم. جای شما خالی، نیمروی پر و پیمان، خامه و عسل. من میخوردم و با یادآوری کارهای […]
سه روز تعطیلی خرداد ۱۳۹۳

دختر عمهای دارم که فکر میکنم روح مارکوپولو در جسم زنانه او حلول کرده است. به همه جا سفر کرده، البته گویا هنوز قطب جنوب را ندیده است. حتی داشتن یک دختر کوچولو هم او را خانهنشین نکرده است. او تلفن کرد و گفت: «میخواهیم به دیدن یک دریاچه و رودخانه برویم.» موبایل قطع و […]
بهشت من روی زمین

همسر عزیزم یکی از بهترین روزهای زندگی من، روز بستن پیمان ابدی با تو بود. یکی از بهترین تصمیماتی که در زندگیام گرفتهام، ازدواج با تو بود. در کنار تو، روح من رشد کرده و تنم به آرامش رسیده است. در کنار تو، من طعم شیرین زندگی را چشیدهام. در کنار تو فهمیدم زندگی چه […]