مریم همیشه فکر میکرد مادرش فقط نگران اوست.
هر بار که میخواست لباسی بخرد، مادرش میگفت:
«این بهت نمیاد.»
اگر میخواست با دوستانش بیرون برود، میپرسید:
«با کیا میری؟ کی برمیگردی؟»
اگر تصمیمی میگرفت که مطابق نظر مادرش نبود، جملهای را بارها میشنید:
«بعدازاین همه زحمتی که برات کشیدم، اینم جوابم؟»
سالها طول کشید تا مریم بفهمد مشکل فقط نگرانی یا محبت نیست. او در رابطهای قرار داشت که آرامآرام استقلال، اعتمادبهنفس و آرامشش را از او میگرفت.
بسیاری از آدمهای کنترلگر فریاد نمیزنند، تهدید نمیکنند و حتی ممکن است خودشان را بسیار دلسوز نشان دهند. به همین دلیل تشخیص رفتارهای کنترلگر همیشه آسان نیست.
آدم کنترلگر کیست؟
آدم کنترلگر کسی است که تلاش میکند رفتار، تصمیمها، احساسات یا حتی روابط دیگران را مطابق میل خودش هدایت کند.
گاهی انگیزه او ترس، اضطراب یا نگرانی است و گاهی نیاز شدید به قدرت و کنترل. اما فارغ از دلیل این رفتار، نتیجه معمولاً یکی است؛ طرف مقابل کمکم احساس میکند دیگر خودش نیست و برای کوچکترین تصمیمهای زندگی هم آزادی کافی ندارد.
۷ نشانه آدمهای کنترلگر
۱. برای تصمیمهای شخصی تو تعیین تکلیف میکنند.
از مدل لباس گرفته تا شغل، رشته تحصیلی، دوستان، همسر یا حتی تفریحاتت، همیشه نظر دارند و انتظار دارند همان کاری را انجام بدهی که آنها میخواهند.
مشورت کردن با دیگران طبیعی است؛ اما وقتی احساس میکنی حق انتخابت نادیده گرفته میشود، باید بیشتر دقت کنی.
۲. با احساس گناه تو را کنترل میکنند.
یکی از رایجترین ابزارهای کنترل، ایجاد احساس گناه است.
جملههایی مثل:
- اگر دوستم داشتی این کار را نمیکردی.
- بعدازاین همه کاری که برات کردم…
- تو فقط به فکر خودتی.
باعث میشود بهجای تصمیم گرفتن بر اساس ارزشهایت، از روی عذاب وجدان رفتار کنی.
۳. میخواهند از همهچیز باخبر باشند.
میخواهند بدانند:
- کجا رفتی؟
- با چه کسی صحبت کردی؟
- چرا دیر جواب دادی؟
- چه کسی برایت پیام فرستاده؟
در یک رابطه سالم، علاقه و توجه وجود دارد؛ اما بازجویی دائمی، نشانه اعتماد نیست؛ نشانه کنترل است.
۴. مدام از تو انتقاد میکنند.
هیچ کاری بهاندازه کافی خوب نیست.
همیشه میتوانستی بهتر لباس بپوشی، بهتر غذا درست کنی، بهتر حرف بزنی یا بهتر تصمیم بگیری.
انتقاد دائمی، اعتمادبهنفس را بهتدریج فرسوده میکند؛ تا جایی که فرد برای هر تصمیمی به تأیید دیگران وابسته میشود.
۵. از قهر و محروم کردن از محبت استفاده میکنند.
وقتی مطابق میلشان رفتار نکنی، ممکن است:
- قهر کنند.
- سرد شوند.
- اخم کنند.
- یا محبتشان را از تو دریغ کنند.
درواقع پیام پنهان این رفتار این است:
«اگر میخواهی دوستت داشته باشم، باید مطابق خواسته من رفتار کنی.»
۶. به حریم خصوصی تو احترام نمیگذارند.
ممکن است بدون اجازه تلفنت را بررسی کنند، پیامهایت را بخوانند یا تصور کنند حق دارند از همه جزئیات زندگیات باخبر باشند.
رابطه سالم با اعتماد ساخته میشود، نه با نظارت دائمی.
۷. احساس میکنی همیشه باید توضیح بدهی.
یکی از مهمترین نشانهها همین است.
انگار برای هر انتخاب باید از خودت دفاع کنی.
چرا این لباس را پوشیدی؟
چرا آنجا رفتی؟
چرا این تصمیم را گرفتی؟
کمکم احساس میکنی هیچ تصمیمی بدون تأیید آنها کافی نیست.
آیا دیدن یکی از این رفتارها یعنی طرف مقابل کنترلگر است؟
خیر!
همه ما ممکن است گاهی از روی نگرانی یا خستگی رفتاری کنترلگرانه داشته باشیم.
اما اگر این رفتارها بارها و بارها تکرار شوند و بهمرور آرامش، عزتنفس و حس آزادی تو را کم کنند، بهتر است رابطه را با دقت بیشتری بررسی کنی.
آنچه اهمیت دارد، الگوی رفتاری است، نه یک اتفاق یا یک جمله.
چگونه با آدمهای کنترلگر برخورد کنیم؟
بزرگترین اشتباه این است که فکر کنیم باید همیشه بجنگیم.
بسیاری از افراد سالها تلاش میکنند با توضیح دادن، بحث کردن یا قانع کردن، رفتار فرد کنترلگر را تغییر دهند؛ اما معمولاً نتیجه برعکس میشود.
در بسیاری از مواقع، آدم کنترلگر از همین چرخه تغذیه میکند.
راه مؤثرتر این است که با حکمت رفتار کنیم، نهفقط با شجاعت.
مرزهای سالم تعیین کن.
حق داری درباره زندگی خودت تصمیم بگیری.
مرز گذاشتن به معنی بیاحترامی نیست؛ یعنی مسئولیت زندگی خودت را بپذیری.
وارد هر بحثی نشو.
لازم نیست برای همه تصمیمهایت توضیح بدهی.
گاهی یک جمله کوتاه مثل «این تصمیم شخصی منه» کافی است.
احساس گناه را بشناس.
اگر هر بار بعد از مخالفت با کسی احساس گناه شدیدی پیدا میکنی، از خودت بپرس:
«آیا واقعاً کار اشتباهی کردهام، یا فقط دارم تحتفشار قرار میگیرم؟»
آرامش را بر پیروزی ترجیح بده.
هدف این نیست که ثابت کنی حق با توست.
هدف این است که آرامش و استقلالت را حفظ کنی.
گاهی بزرگترین پیروزی این نیست که طرف مقابل را قانع کنی؛ بلکه این است که دیگر وارد بازی کنترل او نشوی.
خلاصه
آدمهای کنترلگر همیشه خشن یا پرخاشگر نیستند. گاهی کنترل، پشت نقاب عشق، دلسوزی یا نگرانی پنهان میشود.
اگر در رابطهای مدام احساس میکنی باید توضیح بدهی، احساس گناه داری، حریم خصوصیات نادیده گرفته میشود یا برای تصمیمهای شخصیات آزادی کافی نداری، بهتر است با دقت بیشتری به آن رابطه نگاه کنی.
و درنهایت، یادت باشد:
شجاعت فقط جنگیدن نیست.
شجاعت واقعی وقتی با حکمت همراه میشود. حکمت به تو یاد میدهد کِی بایستی، کِی مرز بگذاری، کِی سکوت کنی و کِی اصلاً وارد بازی کنترل نشوی. آرامش، از همانجایی شروع میشود که میفهمی قرار نیست هر جنگی را بجنگی.
حالا نوبت شماست: آیا آدم کنترلگری در زندگیتان هست؟ آگه هست، چطور رابطهتان را با او مدیریت میکنید؟