سال 1395 چگونه گذشت؟

سال 1395 چگونه گذشت؟ سال سختی بود… سال سختی بود … البته گزارش سال 1394 را دیدم، آنجا هم نوشته بودم چه سال دشواری… خب… گویا سالهای دشوار دارند پشت سر هم میآیند و میروند. من هن هن کنان دنبال سالهای عمرم میدوم. سال 1395 دشوار آغاز شد، با دشواری ادامه پیدا کرد، ولی خدا […]
چهارشنبه سوری هم چهارشنبه سوریهای قدیم!

من مراسم و سنتهای ایرانی را دوست دارم. نه به خاطر ایرانی بودن و شعارهای توخالی ما “فرزند کوروش هستیم” و از این دست حرفها. من مراسم و سنتهای ایرانی را دوست دارم چون هماهنگ با عوض شدن فصل و چهره زمین است. تجربه به من نشان داده هرچه با زمین و طبیعت هماهنگتر باشم، […]
روز زن مبارک!

امسال (1395) در ماه اسفند دو تا روز زن داشتیم: هشتم مارچ – هجدهم اسفند- روز جهانی زن بیست و نهم اسفند، تولد حضرت زهرا (س) مبارکمان باشد! من تصمیم گرفتهام نیرو و انرژیام را صرف توانمندسازی خانمها کنم. زیرا باور دارم اگر خانمها توانمند باشند، جامعه توانمند خواهد شد. خانمها، مردان و […]
خبر دارم! خبر خوب!

سلام آناهیتای عزیزم من “و” هستم ۳۵ ساله و مجرد. تا ۵ ماه پیش یه دختر بیچاره و بسیار غمگین و نا امید و افسرده بودم و از مجرد بودنم بسیار شرمگین. فقط نشسته بودم تا قسمت یه طوری بشه و من ازدواج کنم. تا اینکه کتاب شما به دستم رسید. خوندم و از ۲۰ […]