جلب نظر یک مرد ناآشنا

فرض کنیم شما جایی می روید، برای مثال وارد یک فروشگاه، کلاس درس، کوه یا یک مهمانی شلوغ می شوید. یک آقا نظر شما را جلب می کند. حالا چطور می توانید نظر او به خود جلب کنید؟ دیده ام بعضی دختران به محض دیدن یک آقای مناسب، می روند و تنگ دل او […]
اعترافات یک کرم کتاب

تمرین عادت ماه تیر، باعث شد زندگیام رنگ و بوی دیگری بگیرد: رنگ بهشت. هرقدر از زیر انجام عادت اردیبهشت در رفتم، این یکی را عالی اجرا کردم. من علاوه بر 14 کتابی که برای نوشتن کتاب بعدیام خواندهام، یازده کتاب داستان هم خواندم. البته من هر روز کتاب میخوانم. بسیاری از ساعت روز، […]
نوشیدنی جدید برای من: چای سرد

ساعت شش که به خانه میرسم، اول زیر کتری را روشن میکنم و بعد لباسم را عوض میکنم. عاشق چای بعدازظهر هستم. چای پررنگ دم کشیده که با هل و دارچین عطرآگین شده است. پیشترها برای خودم چای دم نمیکردم. فکر میکردم باید یک آدمی در خانه باشد که برای او چای دم کنم. بعد […]
دو خاطره قدیمی

خاطره اول: سه ساله بودم. مادرم یک جوجه برایم خریده بود. چقدر دوستش داشتم. جوجه در اتاق این طرف و آن طرف میرفت و جیک جیک میکرد. من هم دنبالش میدویدم. با او حرف میزدم. برایش قصه میگفتم. یک روز جوجه را برداشتم و روی مبل گذاشتم. خیال داشتم با چای و بیسکوییت از جوجه […]