دوبی 1392- بخش دوم

بخش اول را اینجا مطالعه کنید دوشنبه هفت بهمن ۱۳۹۲- صبح آقای شوشو معتقد بود من در نمایشگاه خسته می‌شوم. به جای آمدن به نمایشگاه، می‌توانم به مراکز خرید بروم. دیدم اصلا خوشم نمی‌آید از کار به این مهیجی کنار گذاشته بشوم. به همین دلیل زود‌تر از او از خواب بیدار شدم. حمام کردم، مو‌هایم […]

دوبی 1392- بخش اول

دوبی – بهمن ۹۲ یک شنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ : من و آقای شوشو به یکدیگر قول دادیم، این سفر بهترین سفر زندگیمان باشد. قرار گذاشتیم با کمال احترام و محبت با هم رفتار کنیم. جریمه تعیین کردیم: هرکس سر دعوا و بگومگو را باز کند، پنجاه هزار تومان جریمه بشود.  به همین دلیل از […]

دوبی 1392- بخش پنجم

بخش اول را اینجا مطالعه کنید بخش دوم را اینجا مطالعه کنید بخش سوم را اینجا مطالعه کنید بخش چهارم را اینجا مطالعه کنید چهارشنبه نهم بهمن ماه ۱۳۹۲ روز آخر سفر بود و باید ساعت دوازده اتاق هتل را تحویل می‌دادیم. بعد تا ساعت نه شب ویلان وسرگردان می‌ماندیم. با توجه به تجربه های […]

دوبی 1392- بخش چهارم

بخش اول را اینجا مطالعه کنید بخش دوم را اینجا مطالعه کنید بخش سوم را اینجا مطالعه کنید   سه شنبه هشتم بهمن ماه ۱۳۹۲ صبح نتوانستم از جایم بلند بشوم و رضایت دادم آقای شوشو به تنهایی به نمایشگاه برود. دیدم اگر بخواهم همراهش بروم بیشتر مزاحم او هستم، چون نمی‌توانم راه بروم. جان […]