مراقبه در طبیعت

چهارشنبه دوم اردیبهشت: از هفت صبح کار کردن را شروع می کنم. منشی هم ندارم. دیروز عذر آخری را خواندم. با دو متقاضی دیگر، تلفنی صحبت نموده و همان پای تلفن، ردشان می‌کنم.   مثل یک موجود افسانه ای با چندین دست، همزمان چندین کار را ردیف می‌کنم. حوصله ندارم جزئیات را بنویسم. همه کارهای […]

یک دندانم رفت…

دو سه ماه پیش دندانم درد گرفت. درد گنگی بود. شبیه به زخمی در لثه. آقای شوشو نگاهی به دهانم انداخت و گفت: کنار یکی از دندان‌هایت قدری قرمز است. فکر کردم شاید با بی دقتی مسواک زده‌ام و لثه را زخمی کرده‌ام. دو روز ژلوفن خوردم و درد آرام شد. موضوع را از یاد […]

آخر هفته بهاری

پنجشنبه 27 فروردین: امروز جلسه پنجم حلقه هدف برگزار می‌شود. ساعت هشت صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوش می‌گیرم، صبحانه می‌خورم و ساعت نه صبح در دفتر حضور دارم. آسمان ابری است. چنارهای باغ کنار دفتر، تازه جوانه زده‌اند و درختان گیلاس غرق در شکوفه هستند. هوا از بوی شکوفه، برگهای تازه و نم باران […]

آیا شما خجالتی‌ هستید؟

هر هفته چندین سؤال با این مضامین به دستم می‌رسد: ·         من اعتماد به نفس ندارم. چطور اعتماد به نفسم را بالا ببرم؟ ·         من نمی‌توانم جلوی جمع حرف بزنم. دست و پایم را گم می‌کنم؟ ·         من بسیار خجالتی هستم. برای رفتن به جایی جدید، حرف زدن با آدمی غریبه، بویژه جنس مخالف کاملاً […]