ماجراهای تهیه و تدارک کارگاه هدفگذاری-۱

http://www.gisgolabetoon.ir/fa/blog/news/1348/preparing-workshop-2   از کشتی گرفتن‌هایم برای برپایی این کارگاه بگویم. از کجا شروع کنم؟ از آنجا که برای تهیه دفترچه تمرین، در بومهن و رودهن، تلق بیرنگ پیدا نمی‌شد؟ یا این که دفترچه را سیمی نمی‌کردند، چون حلقه به این ظریفی نداشتند؟ و من تقریبا سه روز معطل تهیه پنجاه تا دفترچه تمرین شدم؟ یا […]

گزارش لحظه به لحظه کارگاه «هدفگذاری برای آدمهای باهوش»

  ساعت هشت صبح از خانه حرکت کردیم. دروغ چرا؟ آقای شوشو ده دقیقه به هشت حرکت کرد و سر راه، خانم کاشی ساز را برداشت. من هشت و ده دقیقه راه افتادم، چون آرایشم طول کشیده بود (آیکون خیلی شرمنده‌ام… بالاخره خانم هستم دیگه!)   وقتی به فرهنگسرا رسیدیم، داشتند حیاط را آب و […]

یین / یانگ

می‌دانم که این علامت را می‌شناسید: یین/یانگ یا تعادل بین انرژی زنانه و مردانه   یین، انرژی زنانه، سیاه رنگ است، مثل شب. دعوت‌کننده و پذیرنده است، مثل زمین.   یانگ، انرژی مردانه، سفید رنگ است، مثل روز. هدایت‌کننده و مسلط است مثل آسمان.   شب بهتر است یا روز؟ آسمان بهتر است یا زمین؟ […]

تعزیه عاشورا

سال ۱۳۵۴ یا به قول آن زمان، سال ۲۵۵۴. شوشتر. هفت ساله بودم. اوریون گرفته بودم. تبم قطع شده بود، ولی اجازه نداشتم راه بروم. می‌گفتند کسی که اوریون دارد اگر راه برود، نازا می‌شود. عاشورا بود. پدربزرگم مرا بر شانه‌اش نشاند و با هم به تماشای دسته رفتیم. دسته بود؟… نه! یک لشگر کامل […]