تعطیلات محشر!

عمهای داشتم، خدا بیامرز، مثل مادر دومم بود. خیلی دوستش داشتم و دارم. یکی از زیباترین صفاتش این بود که همیشه در همه کس و همه چیز، بهترین ویژگیها را میدید. من که نشنیدم هیچوقت بدگویی یا غیبت کند، نق بزند و غرغر کند. هر سال دست کم سه ماه کنار او زندگی میکردم، پس […]
خبر خوش:)

سلـــــــــــــــام به گیس گلابتون عزیزم میخواستم شیرینترین و نابــــــاورانهترین خبر زندگیم رو بهتون بدم . من تو مبعث پیامبر، از محـــــــــــــــــــمد مصطفی رسول خدا، قبل از همه، حتی قبل از پدر و مادرم _اجازه گرفتم تا به مرد رویاهام بــــــــــــــله بگم سه شنبه تاریخ ششم خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۳ بعدازظهر روز عقدم بود […]
برنده مسابقه نوروزی ۱۳۹۳

برنده مسابقه نوروزی ۱۳۹۳، خانم کیانا کیا نویسنده خاطره شماره ده از یازده دوستی که زحمت کشیدند و برای ما خاطره نوشتند، سپاسگزارم. میدانم نوشتن و سهیم شدن خاطرات و تجربهها با دیگران میتواند چه اندازه دشوار باشد. میدانم خود را در معرض قضاوت و دید همگان قرار دادن میتواند چقدر ترسناک باشد. به […]
مسابقه نوروز ۱۳۹۳

دوستان عزیزم مسابقه شروع شد! خواهش میکنم شماره داستان مورد پسند خود را یادداشت کنید. خواهش میکنم نقد ادبی و ایراد گرفتن را برای مسابقههای جدی تر مثل جایزه نوبل ادبیات و پولیتزر کنار بگذارید. برای این مسابقه ذکر شماره داستان مورد علاقهتان کافی است. به برنده بهترین داستان پنجاه هزار تومان جایزه تعلق میگیرد. […]