چگونه انعام بدهید؟ بدهید یا ندهید؟!

پیشترها من سر بعضی خرجهای کوچک قیل و داد راه می انداختم. با راننده های ماشین شخصی، پارکبان ها، مسئولین نظافت توالت و کارگران کارواش چانه می زدم. حرصم می گرفت که برای استفاده از توالت عمومی یا چند دقیقه پارک کردن پول بدهم. عصبانی می شدم که انعام کارواش از قیمت کارواش بیشتر است. […]
مجمع آسکولاپ ها

از من خواستید در مورد حرفه ام هم بنویسم. امروز داشتم فکر می کردم چرا در مورد جراح بودنم نمی نویسم. دیدم می ترسم در مورد این جنبه زندگی ام بنویسم. مردم از طرفی عاشق و شیفته جراحان هستند و از طرفی به شدت از آنها متنفرند! این احساسات متغیر، متناقض، تند و تیز مرا […]
خبر خوب:) این بار در مورد خودم!

خواننده های قدیمی این سایت می دانند که من از صدای زنگ موبایل بدم می آمد. زیرا وقتی موبایل یک جراح به صدا درمی آید یعنی جان یک نفر در خطر است، کسی بشدت صدمه دیده یا درد زیادی دارد. زنگ خوردن موبایل یک جراح یعنی تصافی دلخراش یا حادثه ای شوم رخ داده است. […]
آیا خانه را بفروشیم؟

سلام.خوشحالم که سایت شما را پیدا کردم.مدتها قبل بدلیل مشکلات ناشی از اعتماد بنفس کاذبی که کتاب های خودباوری بمن داده بودند، خواندن مطالبی از قبیل مطالب شما را رها کرده بودم اما وبلاگ شما حرف های حساب شده تری دارد..مشکل من اینست که بدلیل خرید خانه و قسط و بدهی زیاد، زیاد کار میکنم.هم […]