توفان فکری- روش سحرآمیز آدم های خلاق

دوستی می پرسد: “من فهمیدم چه استعدادها و توانایی هایی دارم، ولی نمی دانم چطور می توانم از آنها پول دربیاورم.” می خواهم روشی را به شما یاد بدهم که تا آخر عمر هرگاه سوال مهمی داشتید، می توانید از این روش برای بدست آوردن جواب استفاده کنید. این روش متعلق به خلاق ترین و […]

مردی سنتی و ساده هستم

من مردی چهل و یک ساله و مجرد هستم. کارمند دولت. خانه ندارم. ماشین دارم. فکر می کردم می توانم همیشه مجرد بمانم و با دوستانم خوش باشم. ولی دوستان همگی ازدواج کرده اند و من تنها مانده ام. دختران اطرافم همگی پر فیس و افاده هستند. من هم مردی سنتی وساده می باشم. دختری […]

درخشش دوران کودکی

وقتی به دوران کودکی ام فکرمی کنم احساس می کنم آن موقع ها روح من بزرگ تر بود. انگار بسیار تواناتر بودم. یادم هست که در میان امواج دریای خزر می ایستادم. به موج ها فرمان می دادم که حالا بیایید! راستی راستی هم باور داشتم که موج ها به فرمان من هستند. یادم هست […]

پیک نیک در دفتر!

امروز قرار بود قفسه های داروخانه آقای شوشو را بیاورند و نصب کنند. داروخانه در بومهن واقع است. من هم بزودی مطبم را به همانجا منتقل خواهم کرد. قرار بود پسر در خانه بماند و درس بخواند. (امسال کنکور دارد) من به خانه پدر و مادرم در دماوند بروم. آقای شوشو به داروخانه. نصب قفسه […]