آبشار شاهاندشت- خرداد 1401

  20 خرداد 1401 به‌قصد روستای نوا و دشت آزو به جاده زدیم. حدود بیست نفر بودیم و پنج ماشین. از جاده پیچ‌درپیچ روستای نوا بالا رفتیم و به مدخل روستا رسیدیم. راه روستا را بسته بودند. نگهبان توضیح داد از بس طبیعت گردها به درختان آسیب زده‌اند، گوسفند دزدیده‌اند، آشغال ریخته‌اند، در باغ مردم […]

مدیریت بحران

  یک آدم معمولی هر سه تا چهار ماه دچار بحران می‌شود، یعنی هر آدمی سالانه سه یا چهار بار با بحران دست‌وپنجه نرم می‌کند. بحران ممکن است بحران مالی و شغلی، بحران سلامتی یا بحران عاطفی باشد. اگر به‌سرعت به بحران رسیدگی نکنیم، تعادلمان بهم می‌خورد و به قعر کشانده می‌شویم. چالش‌ها، مسائل ناخوشایند […]

گلگشت 14 خرداد 1401

  گروه واتساپی شروع به فعالیت کرد. پیشنهاد پشت پیشنهاد، یکی از یکی بهتر، ارائه شد و عاقبت تصمیم گرفتیم شنبه 14 خرداد 1401 پیک‌نیکی دیگر برگزار کنیم. هشت نفر اعلام آمادگی کردند. محل ملاقات، پمپ‌بنزین آبعلی، ساعت نه صبح. سه ماشین سروقت خود را به پمپ‌بنزین رساندند. دو نفر باقی‌مانده خبر دادند سوار موتورسیکلت […]

اردیبهشت و خرداد 1401 – درهم و برهم

این روزها به‌سرعت برق و باد می‌گذرند. خوش نمی‌گذرد. با درد و غم می‌گذرد، ولی سریع می‌گذرد. هنوز برای عمو درست‌وحسابی گریه نکرده‌ام. مدام تصویرش جلوی چشمم می‌آید و بغضی دردناک، دست بی‌رحمش را دور گلویم حلقه می‌کند. سرم را تکان می‌دهم تا تصویر عمو مثل دودی پراکنده شود. می‌دانم لازم است درد را در آغوش […]