خبر خوش 226

پنجم فرودین 1401 آمدم سراغ کامپیوتر که دیدم این پیام برایم ارسال شده است: سلام خانوم دکتر عزیزم من ۰۱.۰۱.۰۱ عقد کردم. چراغ راه من بودید. هر هزار تومنی ک ب شما پرداخت کردم میلیاردها تومان برکتش باشه. این تاریخی بود که خیلی دوست داشتم یا عقد کنم یا عروسی بگیرم. دیگه الان وقت […]
سال 1400 در یک نگاه

در روزهای پایانی هر سال، سالی را که گذشت، بررسی میکنم: چه دستاوردهایی داشتم؟ چه خوشیهایی داشتم؟ وضعیت مالیام چطور بود؟ وضعیت سلامتیام چطور بود؟ چه مطلب جدیدی یاد گرفتم؟ چه تجربه جدیدی کسب کردم؟ چه کارهایی را میشد بهتر انجام بدهم؟ من تمام زمستان 1399 درگیر بیماری کرونا و سرفههای شدید و […]
استانبول 1400

استانبول 1400 من و همسرم استانبول را ندیده بودیم. در جمع دوستان هر وقت صحبت از سفرهای خارجی میشد و ما میگفتیم هنوز استانبول را ندیدهایم، با حیرت عزیزان روبرو میشدیم. چنان واکنش غلیظی نشان میدادند که خجالتزده میشدیم از میزان جهل و ناآگاهی و دنیا ندیدگی مان. خلاصه آنکه دیدن استانبول عقدهای شده بود […]
کنسرت خنده 1400

کنسرت خنده – بهمن 1400 پسرم خبر داد حسن ریوندی پس از دو سال کنسرت خنده برگزار میکند. برای 18 بهمن بلیت خرید. راستش من موافق نبودم. موج ششم کرونا و این بار با سویه اومیکرون در جریان بود، ولی پسرم چنان با ذوق و شوق بلیت خریده بود و یکی از دوستانش را هم […]