بندرانزلی 1398

بندرانزلی 13- 11 دی 1398 مرا که میشناسید، عشق سفر و گردش. عید امسال، سفرمان به ارمنستان کنسل شد. تابستان همراه خواهرم به وان رفتم و دیگر هیچ! سفر به وان خوب بود، ولی آقای شوشو همراهم نبود و نصف مزه سفر، از بین رفته بود. بعضی افراد به مسافرت علاقهای ندارند، ولی من […]
کتابی که نصفه مانده…

این یادداشت در هفته آخر آبان 1398 نوشته شده است: با خودم قرار گذاشتهام آذرماه نوشتن کتاب سومم را آغاز کنم. بهقدری هیجانزدهام که بعضی شبها تا صبح در خانه راه میروم و یادداشت مینویسم. این هیجانزدگی باعث میشود صبح روز بعد بهزحمت بتوانم از زیر پتو بیرون بیایم و صدها ناله و نفرین […]
عکسم را بفرستم یا نه؟

سلام گیس گلابتون عزیز حاااالتووون چطوره؟ چقدر خوشحالم که ایمیل های حال خوب کن برامون میفرستید. جالبه که چند روز پیش به این فکر افتادم که بیام قسمت خبرهای خوب رو بخونم. همزمانی جالبی بود! میخواستم یک سوال ازتون بپرسم.. چند وقته بعضی از خواستگارای من قبل از ملاقات حضوری، میخوان اول عکس […]
خبر خوش 214

سلام گیس گلابتون مهربان خیلی وقت بود که میخاستم این نامه رو بنویسم و خبر خوش ازدواجم رو بهتون بدم. من از وقتی که وبلاگ داشتین باهاتون اشنا شدم. اونموقع ۲۷ سالم بود ارشدم رو تازه تموم کرده بودم و دوست داشتم برنامه بعدیم ازدواج باشه. اما تا اون سن خواستگار جدی نداشتم به خاطر […]