سفر به شهر وان ترکیه

سفرنامه وان 29-24 مرداد 1398 معادل 19-14 آگوست 2019 به آقای شوشو گفتم: مامان و بابا و خواهرک همراه با ده نفر دیگر، عازم شهر وان ترکیه هستند. چرا تو همراهشان نمیروی؟ راستش به من هم پیشنهاد کردند، ولی تو که نمیتوانی بیایی. خب… تو برو! برو دختر! برو کلهات هوا بخورد و دلت باز […]
عشق، همیشه عشق است…

گفتوگو با دکتر آناهیتا چشمه علایی روزنامه «هفت صبح» – مصاحبهگر: آقای یاسر نوروزی، سردبیر بخش فرهنگی روزنامه توضیح: وقتی من کتاب «زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست…» را به آقای نوروزی معرفی کردم، گفت به شرطی در روزنامه مطلب مینویسم که از کتاب خوشم بیاید. پس از یک هفته اعلام کرد: […]
روزی که تارت پختم

ششم مرداد تولد آقای شوشو است. میخواستم او را غافلگیر کنم. به همین دلیل پنجم مرداد برای او تدارک دیدم. حالا فکر نکنید خبری بودها! نه بابا! من و پدر و پسر، سهنفری. آقای شوشو گفته بود: کیک نمیخوام. اصلاً ازین لوسبازی ها که شمع را فوت کن و این حرفها خوشم نمیاد. از ده […]
نگرانی های یک مادرناتنی

با عرض سلام بنده مدت 6 ماه است که با آقایی که هم سن خودم هستش و پسری 6 ساله داشتن ازدواج کردم ولیکن نسبت به رفتارهای همسرم حساس شدم دوست ندارم فرزندش را به کوچه همسر سابقش ببره و دوست ندارم اون خانم برای بچه برنامه ریزی کنه همسرم میگه اینطور نیست اون […]