خرداد ۱۴۰۳

قول دادم دست‌کم ماهی یک خاطره در وبلاگم بنویسم. امروز اول خرداد است. از حالا شروع می‌کنم و کم‌کم می‌نویسم.   ۳۱ اردیبهشت رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه (آقای رئیسی و عبداللهیان) در سقوط هلی‌کوپتر کشته شدند.   اول خرداد- سه‌شنبه دو ماه از سال گذشت و ما فقط یک‌بار طبیعت‌گردی داشتیم. فروردین که هیچ، […]

سوادکوه- تیر ۱۴۰۳

  یک شب به همسرم گفتم: دلم برای شمال تنگ شده. منو می‌بری شمال؟ شده حتی یکی دو روز؟ نصفه‌شب بود. همسرم خواب الو بود و من مثل جغد با چشم‌های کاملاً باز به تاریکی خیره شده بودم. بعد از کرونا یک‌چیزی در مغز من تغییر کرده و بی‌خوابی‌های شدیدی دارم. قبلاً مفصل درباره‌اش نوشته […]

تیر ۱۴۰۳

 ششم تیر- چهارشنبه از اول تیر هر روز باران می‌بارد و هوا خنکی دلپذیری دارد. در ۵۶ سال عمری که از خدا گرفتم تابه‌حال چنین هوایی را در تابستان ایران تجربه نکرده بودم. امروز را به خودم مرخصی داده‌ام. دیروز عید غدیر بود و تعطیلی. من روزهای سه‌شنبه در اینستاگرام پست و استوری نمی‌گذارم. به […]

مرداد ۱۴۰۳

پنجشنبه ۴ مرداد – رنگ مو و دکلره قبلاً نوشته‌ام که از رنگ مو سر درنمی‌آورم. بعد از دو تلاش مذبوحانه برای رنگ کردن مو در خانه، تصمیم گرفتم رنگ کردن مو را یاد بگیرم. متأسفانه از نوشته‌های اینترنت سر درنیاورم. هیچ ویدئوی مفید یا نوشته معنی‌داری درباره رنگ مو در خانه پیدا نکردم. توجه […]