شهر در تصرف زنان

پیش خودم حساب کردم اگر سر ظهر برای رای دادن مراجعه کنم، جمعیت کمتر است، چون مردم به خاطر گرما و ناهار خوردن در خانه مانده اند. به همین دلیل آفتاب را رصد کردم و وقتی به اوج آسمان رسید، شال و کلاه کردم و راه افتادم! (باید بگویم شال و مانتو؟) مسجدی را پیدا […]
هو شافی … هو طبیب …

اولین باری که روپوش سفید پزشکی را پوشیدم و به همراه استاد بر بالین یک بیمار حاضر شدم، تصمیم قاطع گرفتم که از تحصیل پزشکی انصراف بدهم. داستان از این قرار بود که ما بیست نفر دانشجوی پزشکی به همراه استاد، بالای سر یک خانم جوان رفتیم که کبد بسیار بزرگی داشت. استاد به ما […]
پیوند زن- مرد (چپ- راست)

همه ما هم صفات مردانه داریم و هم زنانه. در بهترین حالت، بخش زنانه و مردانه ما در تعادل است، البته با حفظ ظاهر جنسیت مان. یعنی بتوانیم به سادگی هم از توانایی های زنانه مان استفاده کنیم و هم از توانایی های مردانه مان، ولی اگر زن هستیم، ظاهری زنانه داشته باشیم و اگر […]
اعلانیه

می خواهم یک مقوای بزرگ را روی داشبورد ماشینم بگذارم و روی آن بنویسم: آقای دزد گرامی به پیر، به پیغمبر، این ضبط صوت به ماشین چسبیده است و نمی توانی آن را بکنی و ببری دوزار بفروشی. بار اول شیشه بغل را شکستی. بار دوم با دیلم در ماشین را از جا کندی. خواهش […]