یک روز شلوغ-2

بخش اول را اینجا بخوانید به راه می افتم. بزرگراه حکیم را با دنده یک طی می کنم. یک ساعت طول می کشد تا به محل دلخواه می رسم. پس از پانزده دقیقه گشتن، جای پارک پیدا می کنم. از این پس باید وارد منطقه طرح بشوم. پس سوار تاکسی می شوم. میدان انقلاب […]
یک روز شلوغ-3

بخش قبلی را اینجا بخوانید قبل از سوار شدن به ماشین، یک قوطی ماءالشعیر می خرم. در ماشین می نشینم و شیشه را پایین می کشم تا قطره های باران به صورتم بخورد. ساندویچم را گاز می زنم و ماءاشعیر را جرعه جرعه می نوشم. این روزها ترافیک سنگین است. به احتمال زیاد کمی دیر […]
جشن سپاس

امروز به یک جشن سپاس دعوت شده ام. کسی که مرا دعوت کرد، حرف بسیار زیبایی زد. او گفت: “روزهای آخر اسفند، ما آنقدر در تدارک سال آینده هستیم که فراموش می کنیم به خاطر سال که گذشت، سپاسگزار و شاکر باشیم. به همین دلیل من از دوستانم خواهش می کنم که روز آخر سال […]
چهارشنبه سوری را در در دماوند

سال ها بود که دلم می خواست مراسم چهارشنبه سوری را در در دماوند برگزار کنم. هر بار به دلیلی موفق نمی شدم. این بار توانستم که حدود بیست نفر را در این مراسم دور هم جمع کنم. امیدوارم سال دیگر جمع بزرگتری باشیم. از صبح سه شنبه ما سه نفر، من و آقای شوشو […]