سال ۱۴۰۵ در یک نگاه

سالی فراموشنشدنی بود.
شادیهای عمیق را تجربه کردم و رنجهای سنگینی را بر دوش کشیدم…
برای مطالعه خاطره میتونین روی عکس کلیک کنین.
اسفند ۱۴۰۴

عجب ماهی بود… چه پایانی برای سال پرماجرای ۱۴۰۴
برای مطالعه خاطره میتونین روی عکس کلیک کنین.
استانبول ۱۴۰۴

پس از دو سال، راهی سفر شدیم. خبر نداشتیم که جنگ رمضان در کمین است… برای مطالعه این سفرنامه، میتونین روی عکس کلیک کنین.
بهمن ۱۴۰۴

اول بهمن – چهارشنبه کمرم گرفت! امروز حالم خوب بود. گردن درد و برونشیت برطرف شده بود و حسابی پرانرژی بودم. شروع کردم به رتقوفتق امور. نمیدانم چرا دولا شدم که ناگهان درد شدیدی در کمرم پیچید و نالهام را درآورد. بهزحمت قد راست کردم. بقیه روز را در رختخواب گذراندم. خسته شدم که هرروز […]