لاویج و نور تیر – ۱۴۰۴

دوشنبه ۱۶ تیر اسباب و اثاثیه را بستیم. عروسم برای ناهار کتلت درست کرد. چه کتلتی! به‌به! حظ کردم. کتلت‌ها را با ولع بلعیدیم و پس از جمع‌وجور، راهی جاده هراز شدیم. من و همسرم به‌نوبت رانندگی کردیم تا به چمستان رسیدیم. هوا تاریک شده بود. چشم‌های من آستیگمات است و رانندگی در شب برایم […]

تیر ۱۴۰۴

یکشنبه اول تیر دیشب زود خوابیدم و دیر بیدار شدم. ده صبح به‌زحمت چشمانم را باز کردم. دلم نمی‌خواست از رختخواب بیرون بیایم. نگاهی به موبایل کردم و دیدم پسرم یادداشتی برایم فرستاده. آن را خواندم:   حمله به فرودو با هفت بمب ۱۳ تنی انجام شده. ۹۱ کیلو هزار مواد منفجره.   خواب از […]

خامه کشی کیک – گام‌به‌گام

من سال ۱۳۹۸ پختن نان و کیک را شروع کردم. دوستانی که از قدیم همراهم هستند، به خاطر می‌آورند که چقدر نان و کیک خراب کردم و دور ریختم تا بالاخره دستم راه افتاد. الان مدتی است که دارم تزئین و خامه کشی کیک را یاد می‌گیرم. با توجه به این‌که فقط برای روزهای تولد […]

مرداد ۱۴۰۴

اول مرداد – چهارشنبه بالاخره کار دندانم تمام شد. دو سال طول کشید! الان صاحب سه ایمپلنت هستم. هر بار مادرم تلفن می‌کرد و می‌پرسید: کجایی؟ من جواب می‌دادم:‌ دندانپزشکی/ کجا میری؟… دندانپزشکی/ کجا بودی؟ … دندانپزشکی!  هر بار سوار ماشینم می‌شوم، ماشین به‌صورت خودکار به‌طرف دندانپزشکی حرکت می‌کند! ماه مرداد با تمام توان کارش […]