پنج توپ در هوا می چرخد…

زندگی مثل چرخاندن پنج توپ همزمان در هواست. یکی از این توپ‌ها لاستیکی و چهار تای دیگر شیشه‌ای است. اگر توپ لاستیکی زمین بخورد، چه می‌شود؟ دوباره به بالا برمی گردد. ولی اگر توپهای شیشه‌ای زمین بخورند، خرد می‌شوند و از دست می‌روند .   توپ لاستیکی کار و شغل تو است .   توپ‌های […]

سه روز تعطیلی خرداد ۱۳۹۳

دختر عمه‌ای دارم که فکر می‌کنم روح مارکوپولو در جسم زنانه او حلول کرده است. به همه جا سفر کرده، البته گویا هنوز قطب جنوب را ندیده است. حتی داشتن یک دختر کوچولو هم او را خانه‌نشین نکرده است. او تلفن کرد و گفت: «می‌خواهیم به دیدن یک دریاچه و رودخانه برویم.» موبایل قطع و […]

سه) شش ماه مشاوره بیفایده

ما پیش سه مشاور رفتیم. من هربار دهنم را باز کردم و پرسیدم: “من با پسر چهارده ساله شوهرم باید چطور رفتار کنم؟” آن‌ها حرف مرا قطع می‌کردند و می‌گفتند: “ای بابا! پسر بزرگ است. بزودی دنبال کار و زندگی خودش می رود. چرا سخت می‌گیری؟”   یکی از آن‌ها پرسید: “میانه‌ات با او خوب […]

دو) من یک مادر ناتنی هستم!

 چهار سال پیش با مردی باهوش، مهربان و دوست‌داشتنی آشنا شدم که در حال حاضر او همسر من است. او از روز اول به من گفت یک پسر چهارده ساله دارد. پس از اولین ملاقات اصرار داشت با پسرش آشنا بشوم و گفت اولین بار است که خیال دارد خانمی را با پسرش آشنا کند. […]