ماجرای پختن پای گیلاس

ماجرای پختن پای گیلاس صبح به دشت شقایق رفتیم. اول قرار بود دوستانمان همراه ما بیایند. من آنها را دعوت کرده بودم از شب قبل به باغ والدینم بیایند. شب آنجا بخوابند تا بتوانیم صبح زود به دشت لار برویم. خب… باغ والدینم که مال ما نیست، مال والدینم است. من نباید مردم را به […]
روزی که چیزکیک ساختم!

روزی که چیزکیک ساختم من عاشق چیزکیک هستم. یعنی همه کیکهای دنیا، چیزکیک یکطرف! تموم کیکها یک طرف، تو یک طرف عزیزم… عزیززززم! آهسته و پیوسته، مهرت به دل نشسته، جونم به جونت بسته عزیززززززم! (لطفاً با صدا مهستی بخوانید! ) حدود 40 رسپی درباره چیزکیک خواندم، ده تا سایت ایرانی و 30 تا […]
روزی که پای سیب پختم

پای سیب دابل کراست شنبه اول تیر 1398- تا ساعت دو بعدازظهر در دفتر هستم و مینویسم. من معمولاً ساعت یک دفتر را ترک میکنم تا ناهار را در خانه بخورم، ولی امروز موتور نوشتن روشن شده بود و حیفم آمد متوقف شوم. مینویسم و مینویسم. شکمم از گرسنگی به قاروقور افتاده است، ولی اعتنا […]
همه چیز درباره پختن پای

اگر خاطرتان باشد من دو سال پیش عزم کردم پختن کیک را یاد بگیرم و یاد گرفتم. آنقدر کیک پختم و خوردم که حسابی اضافه وزن پیدا کردم. سال 1397 هیچ کیکی نپختم و با درگیر مبارزه با اضافه وزن شدم. در پایان 1397 پس از کم کردن هشت کیلو اضافه وزن، به تناسب اندام […]