تقلا برای نوشتن

نشستم و دارم تلاش میکنم خاطرهای بنویسم، ولی ذهنم مثل صفحهای سفید، خالی است. هیچ خاطره قابلتعریفی ندارم. کلهام مثل زنبور وزوز میکند و مثل موتورگازی پتپت، ولی کار چندانی ازش برنمیآید. در دفترم و پشت میز کارم نشستهام. لپتاپ روشن است و من به صفحه سفید ورد زل زدهام. یکچیزی یادم بیاید! یکچیزی یادم بیاید… […]
سوال شما: ازدواج مجدد با دو دختر کوچک

من سه سال پیش جدا شدم و یک دختر 6 ساله دارم. در حال حاضر با آقایی آشنا شدم و قصد ازدواج داریم. او هم یک دختر 6 ساله دارد. میخواستم بپرسم با وجود دو دختربچه بهترین شیوه برخورد با بچهها چگونه است تا دچار اختلاف و مشکل نشویم؟ انشاالله به میمنت و مبارکی […]
روز معلم مبارک!

اولین آموزگار من، مادرم است. او به من خواندن و نوشتن آموخت. بزرگترین معلمم، پیرمردی نازنین است که دارفانی را وداع گفته. با مرگ او، تکهای از قلب من کنده شد و همراه او رفت. هر وقت به خانه کوچک و باغ زیبایش فکر میکنم، بغض گلویم را می فشرد. اولین بار که پس از […]
خبر خوش شما

سلام گیس گلابتون عزیز این ایمیلو برای سپاسگزاری از شما به خاطر همه ی درسهایی که از شما آموختم ارسال میکنم کاش شهرستان نبودم و میتونستم حضوراً برای تشکر خدمتتون برسم. میخوام خبر ازدواج خودمو به شما و اعضای سایت بدم . من و همسر عزیزم 24 آذر 97 عقد و پیمان زندگی زناشویی مون […]