بهمن ۱۴۰۴

اول بهمن – چهارشنبه کمرم گرفت! امروز حالم خوب بود. گردن درد و برونشیت برطرف شده بود و حسابی پرانرژی بودم. شروع کردم به رتقوفتق امور. نمیدانم چرا دولا شدم که ناگهان درد شدیدی در کمرم پیچید و نالهام را درآورد. بهزحمت قد راست کردم. بقیه روز را در رختخواب گذراندم. خسته شدم که هرروز […]
آبان ۱۴۰۴

پنجشنبه – اول آبان پنج صبح بیدار شدم. تا ساعت شش در رختخواب غلت زدم. خوابم نبرد که نبرد. هزار جور فکر و خیال هم به سرم ریخت. برخاستم. گلو و بینی را با آبنمک شستم. مسواک زدم. دو لیوان آب ولرم نوشیدم والهی به امید تو نشستم پای لپتاپ و نوشتم و نوشتم. پنج […]
آذر ۱۴۰۴

اول آذر – شنبه آپارتمان جدید را اجاره دادم. قرارداد را امضا کردیم. دوم آذر – یکشنبه آپارتمان را تحویل دادم. من ۵ میلیون هزینه نظافت آپارتمان کردم و ۲۰ میلیون هزینه تعویض سیمکشی. بعد از سیمکشی گردن دردم شروع شد و نتوانستم به آپارتمان سر بزنم. وقتی همراه مستأجر جدید، در را باز […]
دی ۱۴۰۴

اول دی – دوشنبه خانم کمک آمد و نظافت را انجام داد. بعلاوه خرد کردن قارچ و کدوسبز. من ناهار پختم. قارچ و کدوسبز سرخ کردم. کمی جمعوجور سبک. گردنم درد گرفت، ولی نه خیلی زیاد. صبح که بیدار میشوم، سرحال هستم و بدون درد. کمکم درد شروع میشود و بدخلق میشوم و کلافه. […]