ساری بهمن 1396

با هول و هراس بیدار شدم. نفسم به شماره افتاده بود و قلبم تندتند میزد. ساختمان تکان خورده بود، اتاق تکان خورده بود، تختخواب بشدت تکان خورده بود، جوری که به بالا پرتاب شده بودم. آیا زمین لرزه آمده است؟ درست قبل از خوابیدن، آقای شوشو گفت: «در ژاپن زلزله هشت ریشتری آمده و هیچ […]
وعدهای دارم با روز موعودت، بیا

با این زمستان اطواری که یک روز هوا مثل تابستان گرم است و روز دیگر، لطافت بهاری دارد، عادت کردهام هر روز به امید برف و سرما، google weather را زیر و رو کنم. آنقدر به آب و هوا اهمیت میدهم که دارم شبیه انگلیسیها میشوم. قبلاً وقت شناسی و دلبستگی ام به ساعت، مرا […]
والنتاین پرتقالی من

من والنتین 1396 (سال 2018) را هرگز فراموش نخواهم کرد. چه والنتینی بود! انگار در چرخ و فلک نشستهام و مدام به بالا و پایین و چپ و راست پرتاب میشوم. ماجرا از روز قبل آغاز شد: بعدازظهر سر راهم از دفتر به خانه، یک سبد پر از خوراکیهای خوشمزه خریدم: چند بسته شکلات، […]
سالی که گذشت: سال 1396

سال 1396 برای کشور ما سال دشواری بود. شرح داغداری و مصیبتها را نمینویسم، زیرا همه شما بهخوبی از آنها آگاه هستید. همگی اشک ریختیم، ضجه زدیم، فریاد زدیم و درعینحال سعی کردیم به همدیگر کمک کنیم. هرچند سال 1396 برای کشور ما، پر از درد و رنج بود، ولی خدا همیشه جای […]