بوی بارون، بوی سبزه، بوی خاک

نوروز و خاطرات کودکی من   بچه که بودیم تکلیف روز اول عید معلوم بود: خانه مادربزرگ به صرف سبزی پلو ماهی. همه دایی‌ها، زن دایی‌ها، پسر دایی‌ها و دختر دایی‌ها بودند. سفره می‌انداختند از این سر تا آن سر اتاق. به محض این که بزرگترها سفره را که روی زمین پهن می‌کردند، همه ما […]

دلم پی دلته جومه نارنجی!

به عنوان لباس خانه، بلوز نارنجی، شلوار خاکستری و جوراب نارنجی پوشیده بودم. موهای من فرفری است. گاهی اوقات قدری موس به موهایم می‌زنم و رها می‌کنم. موهایم پیچ و تاب خوران دور سرم می‌ریزند. آقای شوشو موهای فرفری و بلوز نارنجی‌ام را خیلی دوست دارد. دور و برم می‌چرخید و “دلم پی دلته جومه […]

ما سه بار عقد شدیم!

ما سه بار عقد شدیم یا عروسی مدلی هندی ما! من و آقای شوشو سه بار عقد شدیم! یک بار در تهران و در محضر عقد شدیم. چند ماه بعد در جشن عروسی‌مان، باز هم در تهران، سفره عقدی چیدیم.  دوباره خطبه عقد خوانده شد. سه بار از من پرسیدند و من پس از بار […]

اولین اکتشافات من در زمینه پختن کیک!

از این جوک‌ها شنیدید که مثلاً می‌گوید:   می دونستین آگه تو انگلستان همه قرص ضد انگل بخورن می شن پاکستان؟ من برم دنبال بقیه اکتشافاتم   آیا میدانید چند نوع عنکوبت داریم؟؟؟؟ ۱) یک نوع عنکوبت هایی هستند که تار می‌زنند، ۲) بقیه بلد نیستن تار بزنن پیانو میزنن، ۳) یکسری هم ساز بلد […]