کاشان نامه-2

بخش اول را اینجا بخوانید   چهارشنبه 14 بهمن 1394- روز اول سفر قرار بود ساعت پنج صبح بیدار شویم. آقای شوشو بقدری برای سفر ذوق زده بود  که از ساعت سه صبح بیدار بود و در خانه راه می‌رفت. من گوش‌هایم را پر از پنبه کردم و چشم بندی به چشم گذاشتم و مثل […]

کاشان نامه-3

بخش دوم را اینجا بخوانید   من قبلاً به کاشان آمده بودم، ولی همراه با تور. آن دفعه بیشتر وقتمان در ابیانه و قمصر گذشت. کاشان را دل سیر نگشته بودم. هتل یک نقشه به ما داد، ولی نقشه خوبی نبود. ما در میان کوچه پس کوچه‌های کاشان سرگردان شدیم. چه خوب شد که سرگردان […]

کاشان نامه-4

بخش سوم را اینجا بخوانید     پنجشنبه 15 بهمن1394- روز دوم سفر کاشان   ساعت هفت صبح بیدار شدم و شروع کردم به نوشتن. تا ساعت نه که آقای شوشو بیدار شود، یک نفس نوشتم. گذاشتم او سیر و پر بخوابد. طفلک دیروز خیلی خسته شده بود.    برای صرف صبحانه به سرداب خانه […]

تفکرات یک روز زمستانی

روی مبل قرمز و برزگ خانه مان جلوی تلویزون نشسته‌ام و دارم سریال تماشا می‌کنم. از خودم می‌پرسم مردم پیش از اختراع فیلم و تلویزیون چطوری خودشان را سرگرم می‌کردند؟ شب‌های طولانی پاییز و زمستان چگونه طی می‌شد؟   ما با تماشای فیلم‌ها با قهرمان فیلم، همذات پنداری می‌کنیم. ماجراهای او را تجربه می‌کنیم. چیزهای […]